نوشته های ناگفته ۳۸
یکسال گذشت
یکسال گذشت از اولین روزی که دیدمت
از روزی که میخواستم اذیتت کنم
نه اذیت
میخواستم مثل بقیه باهات رفتار کنم
ولی نتونستم
اینقدر که مظلوم بودی
اینقدر که خوب بودی
و این یکسال لحظه ای از فکرم بیرون نرفتی
هنوز که هنوزه وقتی بهت فکر میکنم ضربانم میره بالا
منقلب میشم
کجایی آرزوی محال من
کجایی آرزوی محال من
من هر لحظه به تو فکر میکنم
هر لحظه
هر لحظه
کاش داشتمت
کجایی آرزوی محال من
کجایی
...
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 19:17 توسط بی صدا