نوشته های ناگفته ۹
امشب حالم بهتره
خیلی بهتر
چون حرف زدم
خیلی حرف زدم
الان که دارم مینویسم تپش قلب دارم
ضربانم بالاست خیلی
هیجان دارم
احتمالا امشب به این علت خوابم نمیره
امشب بهت گفتم
به تو هم گفتم
تو خیلی باهوشی
تو هم خیلی باهوشی
چقدر تو
پس من چی
نه من اونقدرا باهوش نیستم
من فعلا قاطی ام
ولی خوبه که گفتم
همه چیو نگفتما
ولی یه چیزایی گفتم
وقتی فکر میکنم دوباره حالم بده میشه
نمیدونم چرا
وووای داره حالم بده میشه
تپش قلب دارم هنوز ولی مدلش عوض شد
مدل بد شد
چقدر سریع عوض شد
بدن آدم چقدر جالبه
یعنی اگر روی این انواع توش قلب کار کنن چه اطلاعات جالبی به دست میاد
میتونن احساس آدما رو سریع بفهمم
بگذریم
یعنی ممکنه؟
نمیدونم
فقط میدونم حالم خوب نیست
امروز بدجوری قاطی بودم
هنوزم هستم
ولی کمتر از دیشب
حالم خوب نیست
مشاور لازم دارم
بهت گفتم
مشاور لازم دارم
چون قاطی ام
نمیدونم چیکار دارم میکنم
دلم میخواد همینجا دنیا وابسته
اگر بمیرم که خیلی عالی میشه
دوست دارم بمیرم الان
واقعا ناراحت نمیشم
همینجوری که توش قلب دارم سکته کنم و بمیرم
این بهترین حالته
کاش میشد
کاش میشد
چقدر کاش دارم
کاش اینقدر کاش نداشتم!
کاش کاش ها تبدیل به واقعیت میشد
چشممو میبستم و باز میکردم و همه چی درست میشد
نمیدونم
کی بهت بگم؟
من هنوز نمیشناسمت
من هنوز هیچی نمیدونم
فقط یه چیزی میدونم
که اونو خوب میدونی
میدونم که میدونی
خوشم میاد که میدونی
حس خوبیه
واای که چقدر من دیوونه ام
خیلییییی
خیلیییییی
آرزوی محال
......