نوشته های ناگفته ۳۶
دیشب خوابت رو دیدم دوباره
البته که فکر میکنم هر شب میبینم
ولی دیشب رو از همون موقع که داشتم خواب میدیدم فرق میکرد
برام یه پیام طولانی گذاشته بودی
تو خواب همش داشتم مراقبت میکردم بیدار نشم
یعنی هم انگار واقعی بود هم خواب بود
هر دو همزمان
عجیب بود
یه پیام طولانی
تو خواب داشتم تو موبایلم گوش میکردم
اول گذاشته بودم رو دور تند که کلی گوش کنم چی گفتی
بهم گفتی این مدت دارم همش درس میخونم و با کسی در ارتباط نبودم
همین رو که رو دور تند شنیدم ضربانم اومد پایین!
نمیدونی چقدر خوشحال شدم
تموم که شد گذاشتم از اول گوش کنم با دور معمولی
چقدر خوشحال بودم
چقدر انرژی داشتم
چقدر صدات قشنگ بود
چقدر صدات قشنگه
همش مواظب بودم بیدار نشم
تا شروع شد دوباره گوش کنم
بیدار شدم
لعنتی
لعنتی
آخه چرا
بعد مدتها صدات رو داشتم با لذت گوش میکردم
لعنتی
لعنتی
....
قشنگم
دلم برات خیلی تنگ شده
کجایی
کجایی آرزوی محال من
کجایی آرزوی محال من
کجایی ....