نوشته های ناگفته ۳۴
قلبم داره از سینه در میاد از خواستنت
میدونم که تو آرزوی محال منی
ولی نمیتونم باور کنم
شایدم نمیخوام باور کنم
هر لحظه دارم بهت فکر میکنم
و از درون نابود میشم
از خواستنت و نداشتنت
کجایی آرزوی محال من
کجایی آرزوی محال من
کجایی که دل برون شد از خواستنت
کجایی عزیز دل من
کجایی قشنگ من
کجایی
...
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 11:18 توسط بی صدا