نوشته های ناگفته ۳۳
کاش میتونستم ازت یه خبری بگیرم
خیلی دلم برات تنگ شده
هر لحظه صورتت جلو چشمامه
هر لحظه صدات تو گوشمه
هر لحظه تو فکرتم
نمیدونم چرا
ولی
ولی میدونم که خیلی دوست دارم
کاش میتونستم باهات حرف بزنم
کاش میتونستم ببینمت
کاش میتونستم داشته باشمت
خیلی دلم میخوادت
میدونی
دلم میخواد تو هم دلت برام تنگ شده باشه
خیلی بعیده
ولی دلم میخواد
اینکه اشکالی نداره
تو که از حرفای من خبر نداری
تو که اصلا از اینجا خبر نداری
تو توی حال و هوای خودتی
من بیخودی دلم برات تنگه
ولی اشکالی نداره
من که میتونم دوست داشته باشم و بهت فکر کنم
اصلا ندون
اصلا به من فکر نکن
تو برای من یه آرزویی
یه آرزوی محال
یه آرزوی محال
.....
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 23:10 توسط بی صدا