دارم دیوونه میشم

احتمالا هستم ولی هنوز خودم باور نکردم

سه روزه نخوابیدم

یا خوابم نبرده یا زنگ موبایل بیدارم کرده یا یکی صدام کرده

قبلشم درست نخوابیدم

تو مغزم پر فکره

همه جور فکری

از فکرای خوب تا فکرای بد

از خاطرات بد تا رویاهای قشنگ

از گذشته های قشنگ تا کابوسهای وحشتناک

اینکه نمیدونم چه کاری درسته از همه بهتره

دارم عذاب میکشم

چرا؟

چون به بن بست رسیدم

یه بن بست تاریک

از اونایی که تو فیلما نشون میدن

خیلی بدی که اینقدر خوبی

چرا اومدی؟

چرا الان؟

چرا الان که دیوونه ام

اصلا از کجا اومدی یه دفعه

چرا اینقدر فرق داری

شایدم من اشتباه میکنم

شاید نمیشناسمت

واقعا هم نمیشناسمت

نمیشناسمت ولی خیلی آشنایی

انگار صد ساله میشناسمت

نمیدونم

نمیدونم

تو چرا بد شدی؟

چرا بدی کردی؟

مگه من بد بودم؟

شایدم بد بودم

حتما منم بد بودم

ولی بد بودنم از بد بودن نبود، از تلاش برای خوب بودن بود

ولی کسی اینو نفهمید

یعنی هرکس یه تیکه اش رو فهمید

ولی کاش رو نفهمید

ببینم ممکنه توام بد بشی؟

دام میخواد بهت بگم قیافه ات خیلی معصومه

خیلی چیزا دلم میخواد بگم

ولی واقعا معصومی؟

واقعا مظلومی؟

اگه نباشی چی؟

تو چرا مظلوم نموندی؟

تو چرا اینجوری شدی؟

من خسته ام

خیلی خسته ام

کاش تو این موقعیت نبودم

نمیتونم با کسی حرف بزنم

یعنی کسیو ندارم حرف بزنم

گفتم که هست ولی کس نیست

دارم له میشم

تو چلنج سختی گیر افتادم

همه اش سعی کردم کسی اذیت نشه

ولی خودم داغون شدم

این ناراحت نشه

اون ناراحت نشه

اینو برای اون بخرم

اونو برای این بخرم

آخرش نه اونا خوشحالن نه من

آخه چرا؟

دیگه چیکار کنم؟

....