بعد از مدتها تونستم بیام و حرف بزنم

نمیدونم چیکار کنم که بهت فکر نکنم

از فکرم نمیری بیرون

با اینکه بی معرفتی

با اینکه نامردی

البته که بهت حق میدم

شاید منم بودم همین کار رو میکردم

ولی

دارم دیوونه میشم

هر لحظه تو فکرمی

جلوی چشممی

خسته شدم از این شرایط

خسته شدم

دلم میخواد ببینمت

دلم میخواد باهات حرف بزنم

دلم میخواد باهات وقت بگذرونم

با اینکه خیلی فرق داری

خسته ام

خیلی خسته ام

کاش میدیدمت

کاش داشتم

کجایی آرزوی محال من؟

کجایییی؟