نوشته های ناگفته
اینکه کی هستم دیگه خودمم نمیدونم
فقط میدونم بدجوری گیر افتادم
دارم دیوونه میشم
شایدم شدم
نمیدونم از کی شروع شده
ولی میدونم تدریجی بوده
روزای قشنگ کم کم خاکستری شدن
نه اتفاقی نیفتاده
یعنی افتاده ولی نه اون اتفاقی فکرشو بکنی
شایدم اون اتفاق افتاده
همه چیز سرد شد
مرتب تیر خوردم
از کی؟
از همه
از یکی بیشتر
شایدم تقصیر خودم بود
شاید باید بیشتر مواظبت میکردم
نمیدونم
واقعا نمیدونم
....
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 1:15 توسط بی صدا
|